ترس

ترس

ترسم از ترس توست

ترس تو, که از عشق تو قوی تره

که ترس نقطه مقابل عشقه

که عشق بی پرواییه, شیداییه

که عاشق فداکاره, برای رسیدن به معشوقش, میگذره

از عافیت,

از منفعت,

از خودش,

از جونش,

... از ترسش

 
"هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد 
دل عـــاشـــــق بــود گــــرگ گرســـنـه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد"

 

به گمانم که عشق هویدا باشه

پیش همه رسوا باشه

عشق پنهانی عشق نیست, بازیست

معشوق پنهانی عروسکیت که زیر تختت, گوشه کمدت یا توی انباری مخفیش کرده باشی و هر وقت خطری نباشه به سراغش میری,
نوازشش می کنی,
بهش میگی که چقدر دوستش داری,
بهش میگی چقدر دلتنگش بودی,
که چه خطر ها کردی تا بتونی بیای پیشش
و باز بهش میگی دوسش داری
و باز میگی
اونقدر که تو گوشش زنگ بزنه
که مستش کنه

و تو میری
به محضی که چیزی احساس کنی
یا صدایی بشنوی
دوباره ترس به سراغت میاد
زود پنهانش می کنی و

میری ...

عروسک میدونه روزی که رازت فاش بشه انکار خواهد شد

چون ترس رو تو وجودت حس می کنه

و چه چیز تلخ تر عاشقی که انکار بشه

 

عاشق ترسو برنده نیست

بازنده هم نیست

بازنده بودن شهامت می خواد

شهامت پا گذاشتن به میدون

 

قایق عشق تو بندرگاه عافیت سالم میمونه

ولی این چیزی نیست که عشق براش ساخته شده باشه

قایقی که از بیم طوفان به دریا نمیره هیچ وقت به مقصد نمیرسه

قایقی که بذاره امواج براش تصمیم بگیرن هرگز موفق به ترک ساحل نخواهد شد

ناخدای قابل اعتماد رو توی طوفان میشه شناخت نه توی ساحل

"گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش
ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش

هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد
گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش

 هم نعره ی امواجت اگر عربده ای نیست
در برکه ی آسایش خود زمزمه گر باش"

  

آدم ترسو دور خودش یه دایره می کشه

 داخل دایره امنیته

و خارجش ترس

آدم ترشو وقتی عاشق کسی میشه سعی می کنه عشقش رو بکشه تو دایره امنیتش

معشوق برای اینکه اون رو نرنجونه وارد میشه

ولی این دایره فقط برای آدم ترسو راحته

برای کسی میدونی خارج از این خط ها دنیا می تونه چقدر با هیجان و لذت بخش باشه؛ این دایره زندانه

پس سعی می کنی نشون بده که دنیا بزرگتر از دایره ست

سعی می کنه دست عشقش رو بگیره و از این قفس کوچیک نجات بده

ولی ...

آدم ترسو اعتماد نداره

آدم ترسو به هیچ کس اعتماد نداره

آدم ترسو فقط می ترسه

حتی هیچ وقت جرات نکرده فکر کنه شاید عقیده ش اشتباه بوده

حتی نمیبینه آدمایی که به راحتی خارج از این دایره زندگی می کنن

آدم ترسو حتی به خودش هم اعتماد نداره

آدم ترسو فقط می ترسه

آدم ترسو خودش هم نمی دونه از چی می ترسه

 

 

ترس!ترسم از دست تو بوده
برای خواستن عشقم ، نیاد اون
نیـاد اون روزی که دیـره
واسه داشتن عشقم ، نیـاد


ترس! ترسم ازاینه که روزی
من به یاد تو نباشم  دیگه دل
دیگـه دلسـرد بشم از تـو
برم و با تو نباشم


ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسـه بدبینی و حرفات ، تو رو تنها بذارم


ترس من از خنده ‌های تلخ و بی روح لب توست
کاش بدونی دل تنهام ، گم شده تو این شب توست


ترس! ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاکو تو نگاهم ، دیگـه آ
دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم


ترس! ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ، دیگـه دل
دیگـه دلسرد بشم از تو
برم و با تو نباشم


/ 0 نظر / 9 بازدید