جنگ یا صلح

امروز یک پروژه دیگه رو شروع کردم. پروژه ای که میتونه نقطه عطفی در کارنامه من باشه ولی برعکس پروژه های قبلی میلی به موفقیتش ندارم.

زنگی درونم به صدا در اومد وقتی استادم گفت: "می تونین از انجام این پروژه صرف نظر کنین و روی پروژه دیگه ای کار کنین اگر از لحاظ اخلاقی براتون قابل پذیرش نیست".

شاید برای اولین بار این سوال برام پیش اومد که در این دنیای بزرگ دارم به کدوم سمت حرکت می کنم؟ جنگ یا صلح؟

پروژه، طراحی نمایشگری برای جنگده های شرکت SAAB بود تا بتونن به بهترین شکل از کمند ضد هوایی های دشمن فرار کنن و یه ساختمون رو مورد هدف قرار بدن. از لحاظ رشته من این پروژه ایده آله. محیط نامتعادل، خلبانی که همزمان داره چندین سیستم رو کنترل می کنه، تصمیم گیری در کمترین زمان ممکن، دقت بالا در هدف گیری، ...
نمایشگری که قراره خلبان رو در پیدا کردن بهترین مسیر در کمترین زمان کمک کنه. کسی که از پس طراحی این سیستم بر بیاد طراحی محصولات رایج براش کاری نداره. انگار همه اون چیزایی که در این مدت خونده بودیم به صورت عملی تو یه پروژه جمع شده.

اما اون جمله استاد ...
همین دیروز داشتم با اشتیاق سخنرانی یه دانشمند سوئدی رو نگاه می کردم که داشت می گفت چطور میشه با کمک داده های آماری و نرم افزار های ساخته شده، فقر رو در جهان ریشه کن کرد، جلو شیوع ایزد رو گرفت، پدیده گرمایش جهانی رو کنترل کرد و ...
داشتم تحسینش می کردم برای هدف والایی که داره. که تونسته از علمش در راه کمک به بشر و محیط زیست استفاده کنه و صلح و رفاه رو برای همه جهان بخواد.

ولی من دارم چیکار می کنم؟ دارم به جنگ افروزی بیشتر در جهان کمک می کنم. سلاح های قوی تر، شکست ناپذیر تر، پر هزینه تر ...
جلسه گذشته استاد نموداری از میزان هزینه سالانه ای که کشورها برای جنگ افزار می کنن نمایش داد. رقم ها سرسام آور بود. مگه چند تا کشور در جهان در حال جنگ هستن؟ سالانه این همه داره برای خرید و نگهداری سلاح هزینه میشه در حالیکه یک سوم مردم جهان بزرگترین دغدغه شون اینه که شب شکم گرسنه سر روی زمین نذارن و اگه پولی براشون موند باهاش یه جفت کفش بخرن. جالب اینجاست که ایران جز 15 کشور اول دنیا در زمینه بودجه جنگ افزاره.

این فکرا بیشتر آزارم میده وقتی وضعیت لیبی رو میبینم. یه روز سران قدرت دور هم نشستن و به این نتیجه رسیدن که قزافی باید بره. شروع کردن به بمب باران لیبی با موشک هایی که از پیشرفته ترین تکنولوژی ها استفاده می کنند. قزافی تو پناهگاهش به فکر حفظ قدرت برای چند روز بیشتر بود، مخالفان به فکر پیروزی و مردم بیگناه و همه زیر ساخت های لیبی زیر موشک های ناتو.

با موقعیتی که ایران در منطقه برای خودش درست کرده خیلی دور از انتظار نیست اگه همون سران قدرت یه روز به این نتیجه برسن که حکومت ایران به هر قیمتی باید تغییر کنه. ایران به سادگی عراق و لیبی از پا در نمیاد. یه جنگ فرسایشی درپیش خواهد بود. و چه بسا روزی جنگنده های سوئدی به کمک همین تکنولوژی ای که به دست دانشجویانی چون من ساخته شده موشک هاشون رو به سمت هدف روانه کنن ...

همین گفتگو بین و همگروه ایرانیم باعث شد امروز اون از انجام پروژه انصراف بده. برای کنار کشیدن من خیلی دیره. فقط امیدوارم پروژه ما بعد از ارائه سر از سطل زباله دربیاره. امیدوارم ...

_________________________________________________________________

پی نوشت: کار به پایان رسید. خبر خوب اینکه ما برنده نشدیم و تیم طراحان جنگنده از ایده پیش بینی موقعیت آیتم ها که توسط گروه رقیب ارائه شده بود خوششون اومد. بعنوان پاداش بهشون ماکت همون جنگنده رو دادن.

در پایان ازمون دعوت کردن به سایتشون سر بزنیم و برای استخدام اقدام کنیم. من به سایتشون رفتم و دقیقا همون شغلی رو که دنبالش بودم پیدا کردم. با حقوق و مزایای مناسب. ولی چون اون موقعیت شغلی رو برای بخش جنگ افزار می خواستن براش اقدام نکردم. الان خوشحالم و امیدوار که یه جای دیگه بتونم شغلی شرافت مندانه پیدا کنم لبخند

/ 3 نظر / 13 بازدید
لبخند ماه

بعيد نيست...

روح اله

سلام.صلاح مملکت.......[گل]هر جا هستی موفق باشید[گل]

لبخند ماه

اميدوارم هرچي خوبه واست پيش بياد!